شعر

دل ماسوی توپروازکند

به نازا ید وصدنازکند

که نماز دل ما دیدن اوست

زمزم دیده ما اب وضوست

عرفه روز تماشای گل است

لحضه دیدن سیمای گل است

عرفه روزوصال است وحضور

موسم دیدن سرچشمه نور

گل نرگس دل ما سائل توست

عرفه امد ودل مایل توست

چه خوشا گربرسم در عرفات

که بجویم زکفت اب حیات

به همان خیمه که اید بویت

به امیدی که ببینم رویت

روضه خوان غم  عباس شوم

تا که لبریززاحساس شوم